من کبک نیستم

0
16

 

اوایل انقلاب برخی از دروس تغییر کرد و به جای تمجید از شاهان که در دوره طاغوت مرسوم بود، نقاط منفی آنها نوشته شد. یکی از این داستان‌های عجیب کوباندن قلمدان به سر یکی از مشاوران توسط  انوشیروان به دلیل مخالفت با رای حضرت سلطان بود که خود شاه با قلمدان آن‌قدر به سر آن نگون بخت زده بود که یارو جان سپرده بود!  نمی دانم الان آن داستان هست یا حذف شده است؟!

خدا را شاکریم که قلمدان از زیر دست روسای محترم جمع  شده و به جای ان لب‌تاپ آمده است که قیمت آن زیاد است و بر سر کوبیده نمی شود و جایگزین شده است والا هزاران نفر با قلمدان از بین می‌رفتند.

نمی‌دانم شما خواننده محترم رئیس هستید یا مرئوس؟! اهل جلسه هستید یا نه؟! جلسات که باید جنبه شور و مشورت داشته باشند به جلسه تائید و تمجید از مسئولین اداره تبدیل شده است. رئیس حرف می‌زند و حرف می‌زند ئ بقیه هم تائید می‌کنند و تائید می‌کنند. اگر مردی(که این روزها نایاب شده) هم مخالفت کند که عذر او به کل خواسته می‌شود و پست او به کسی که تائیدگر محترم‌تر و مطیع‌تری است، واگذار می‌شود.

در یک جلسه اقتصادی که معضل تورم بررسی می‌شده است، رئیس سرما خورده بود و سرفه می‌کرد و به ناچار از منشی خود طلب شربت سرفه خود را  می‌کند. فردی که بعد از این درخواست شربت، باید صحبت می‌کرد، می‌گوید: به قول آقای رئیس مشکل را می‌توان با شربت سرفه حل کرد و مابقی اعضا تائید می‌کنند که تورم را با شربت سینه می‌شود درمان کرد! (داش اسمیت! کجائی تورمت را شربت کشش کردند)

طنز یعنی انتقاد. اما به ظن برخی باید انتقاد را از دیگری کرد نه او. ما در دور باطلی گیر کرده‌ایم «الف» می‌گوید از «ب» انتقاد کن «ب» می گوید از «جیم» و الی آخر تا «ی» که می‌گوید از «الف»  و ما مانده‌ایم در تسلسل باطل و مجبوریم از آمریکا انتقاد کنیم که مجری فلان برنامه در شهرستان فلان توپق زد.

وقتی از کسی و مدیری انتقاد می‌کنیم جمله تکراری«اگر سازمان من مشکل داشت چرا با خود من مطرح نکرده‌ای، ما که در اتاق مان به روی شما باز است» را می شنویم، که حالت تهوع به ما دست می‌دهد.

ای کاش ما روزنامه نگاران کبک بودیم و سر خود زیر برف پنهان می‌کردیم تا این همه کاستی را نمی‌دیدیم. اما ما کبک نیستیم. ما چشم تیز بینی هستیم که حرف های مردم را به گوش سنگین مسئولین می‌رسانیم. خدا را شاکریم که نان شب‌مان چلو و بوقلمون نیست که معتاد به آن باشیم و گاه نبود، به دنباله جیره برویم. طنز یعنی انتقاد از همه از تمام مسئولین در حدی که قانون اجازه میدهد.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا نظر خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید