مدیریت علمی و آقای استاندار

چند دهه است که هرکسی چند کلمه ای در این خصوص فرا می گیر فورا تمامی کارهای  ناصواب خود  را به اسم روش علمی و مدیریت علمی به جامعه و مردم قالب کرده است و از بس بدون پشتوانه علمی این واژه را تکرار کرده اند که پندار همگانی بر این است که  روش علمی همان روش دیمی خودمان است.
دلیل اصلی این انحراف در فهم مدیریت علمی، نااهلی اکثر متصدیان امور  است که  پست های مدیریتی استان را با فرمول سهم خواهی و یا روش  ابزارگرایانه  اشغال کرده اند. جماعتی که  ظاهرا از علم، مدرک و عنوان ش را داشته اند نه خودش را و عمدتا در زمان تصدیگری مناصب در دانشگاه‌هایی مثلا اسلامی و یا مراکز مدیریت صنعتی گواهینامه های خود را دریافت کرده اند!
در آستانه ورود به دهه پنجم انقلاب اسلامی، استاندار آذربایجان شرقی کسی شده است که دستکم سابقه علمی و تجربی اش بیانگر علمی بودنش می باشد. این انتخاب یقینا هم می تواند ضمن فرصت سازی جدید، عامل اتفاقات بسیار خوشایند و در صورت اتخاذ استراتژیهای مشابه گذشته،  صدمات شدید تر را به سیستم اجرایی استان و از همه مهمتر به جامعه دانشگاهی و مدیریت علمی وارد سازد.
استقرار مدیریت علم باور، فارغ از نگاه های پوپولیستی و مبتنی آزادی اندیشه فرصت سازی بزرگی است که می تواند رخ دهد. در روزگاری که کشور و استان در حوزه های مختلف با چالش های متعدد درگیر است،  اندیشه و باور علمی می تواند کارساز باشد.چرا که واضح و مبرهن است  اگر  روش علمی قادر به حل چالش های متعدد اجتماعی،  سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و… موجود که ماحصل خطاها و تصمیم گیری های نادرست مدیران در گذشته های دور و نزدیک و از نوع چپ و راست و اصلاح طلب و اصولگرا است، هیچ عامل دیگری  نمی تواند آنها را حل و فصل کند.
همه واقف هستیم که در جهان امروز،کارآمدی علم در همه حوزه اثبات شده است.لذا به نظر می رسد   دکتر پورمحمدی به عنوان یک مدیر دانشگاهی ، اجرایی و آشنا به کارکرد علم ، می تواند حاکمیت روش های علمی در اداره استان را تثبیت کند.
این تصمیم پس از اندک زمانی ، سبب  جلب  اعتماد عمومی به علم و دانشگاه خواهد شد. هرچند اعتماد به علم اگرچه در فضای پوپولیستی فعلی بسیار سخت و شاید در مرحله اول نشدنی به نظر می رسد اما یقینا دستاورد های  تازه و  متفاوت از گذشته و حل واقعی مشکلات مردم و رفع نیازهای اجتماعی  می تواند باعث ایجاد نشاط و شادابی اجتماعی باشد.
البته تهدید بزرگی که می تواند در صورت اتخاذ روشی به جز روش های علمی  برای استان و حتی جامعه علمی و دانشگاهی وجود داشته باشد، ادامه روش های غیر علمی  اداره استان توسط استاندار جدید باشد ، چرا که به دلیل عدم تجربه کافی دکتر پورمحمدی در فضاهای پوپولیستی و انباشته از سهم خواهی ها، احتمال اینکه ایشان در چنین فضایی قادر به اجرای برنامه های خود  نباشد محتمل تر است و این موضوع می تواند جامعه را از اعتماد  به دانشگاه پشیمان و نادم کند.

به نظر می رسد انتخاب مدیران علمی در مجموعه استانداری و عدم توجه به سهم خواهی های باندی و گروهی که از قضا جماعت سهم خواه، اغلب فاقد کمترین شایستگی های حرفه ای برای تصدی سهم های در خواستی هستند، ضمن برگرداندن سرمایه اجتماعی از دست رفته در حوزه عمومی ، در ارتقاء بهره وری استان سهم بسزایی داشته باشد.

شناسه خبر : 14060