روستای تک خانواری در انتظار بر برق

گاهی گمان می کنیم این روزها نمی شود هیچ طرحی از سادگی در انداخت، اما کافیست کمی از شلوغی شهر فاصله بگیری ودر پیچاپیچ جاده های خاکی راهی شوی تا با همه وجودت بوی ناب سادگی را حس کنی…

عصر ایران به نقل از “فردای نهاوند” نوشت:

سلام که کردیم مادر خانه اسپند به دست به استقبالمان آمد، گرم و صمیمی.

پسرانش ایرج، اردشیر، حمید و علی خزایی خوش آمد گویان پذیرایمان شدند وما مبهوت سادگی خانه ای بودیم که ۲۱سال است تنها خانه روستای ابوالفتح آباد علیاست، روستایی در استان همدان شهرستان نهاوند كه هیچ چراغی در آن روشن نیست.

ساکنینش بیش از چهل خانواده بوده اند و از خاک خود کوچ کرده اند ، نام آبادی را زنده نگه داشته اند؛ نمی گوییم چراغش را روشن نگه داشته اند چه اینکه بی مهری مسئولان سال ها راه بر رسیدن برق به روستا را بسته اند.

پسر کوچک خانواده، علی۳۲ ساله، آخرین دانش آموز و آخرین سرباز ابوالفتح آباد،به هر دری زدند تا برای روستا برق و گاز بیاورند و ساکنین کوچ کرده را برگردانند اما نمی شود که نمی شود…
چون حداقل در مورد این روستا به وضوح می توان گفت حسِ احساس مسئولیت مسئولان به خواب رفته است…

لابه لای حرفهای پرگله ،مبهوت پرده ای زیبا بودم که بر دیوار سادگی خانه ای با سقف چوبی آویخته بود و پنجره ای رو به تپه های دور و دو گلدان گل سایه پرور و گلهای قالی عشوند وطاقچه ای پر از عکسهای کوچک و بزرگ قدیمی و…که با صحبتهای ایرج پسر بزرگ خانواده به خود آمدم.

“سال ۱۳۸۱با رتبه ۱۴۰۰در رشته مهندسی کشاورزی دانشگاه بوعلی همدان پذیرفته شدم، پس از دوره لیسانس از سال ۸۷ تا ۹۲ به مدت پنج سال و نیم به عنوان مهندس ناظرباغات در شرکتی در فرسفج مشغول به کار شدم و همزمان از دانشگاه تهران مدرک فوق لیسانس همین رشته را دریافت نمودم، سال ۹۴ طرح ناظر قطع شدودر دانشگاه محقق اردبیلی دکتری قبول شدم و دو ترم هم تحصیل کردم چون شبانه بود برگشتم .

به طور کلی ده سال عضو نظام مهندسی استان و دوسال هم دردانشگاه ملایر به عنوان پژوهشگر مشغول بودم تا اینکه در کنکور دکتری اسفند ۹۷با رتبه ۲ دانشگاه تهران پردیس کرج در رشته مهندسی کشاورزی باغی بیوتکنولوژی قبول شدم وبه تازگی از مصاحبه دکتری برگشته و منتظر نتیجه ام و در طول این سالها ۱۱ مقاله علمی پژوهشی نوشته ام که پنج مورد آن در مجلات داخلی مثل اکوفتو شیمی گرگان و..چاپ شده وشش مورد دیگرنیزدر مجلات بین المللی از جمله بلغارستان و انگلستان و…به چاپ رسیده است .شاید هوش بالایی نداشته باشم اما پشتکارم خیلی خیلی بالاست”

* چندسال سن دارید؟

– من ۴۱ ساله ام وهنوز ازدواج نکرده ام، چون در روستایی زندگی می کنم که امکانات اولیه برق و گاز ندارد و هیچ دختری حاضر نیست از خانه راحت پدری اش پا به جایی بگذارد که گاز برای پخت و پز و برق برای روشنایی ندارد ما حتی تلوزیون هم نداریم برای سرگرم شدن .

* خانواده تان را معرفی می کنید؟

– ما یک خانواده ۷ نفره هستیم،پدر و مادرم ویک خواهر و چهار برادریم .

برادرانم اردشیر خزایی که با رتبه ۴ هزار کارشناسی پروتز دندان از دانشگاه تهران قبول شد و مدتی نیزبا شراکت همکارش در شهر صحنه مطب دندانسازی داشت ولی به مشکل مالی برخورد و مطب را بست و به خانه برگشت .برای اینکه در فیروزان مطب دایر کند تقاضای وام داد اما با او موافقت نکردند و اکنون در کشاورزی و دامداری به پدر کمک می کند.

حمید خزایی برادر سوم که رشته کشاورزی گرایش زراعت دانشگاه بوعلی همدان قبول شد اما ایشان ادامه تحصیل را برای مراقبت و کمک به کار دامداری پدرمان رها کرد وعلی خزایی نیز فرزند آخر خانواده است که تا پنجم ابتدایی تحصیل کرده و همه کاره خانواده وبازوی راست پدر است.

خواهرمان هم در روستای گیوکی زندگی می کند و یک فرزند دارد .

*غیر از شما چه کسانی اینجا ساکن هستند؟

– غیر از ما شش نفر که ساکن همیشگی اینجا هستیم و ۲۱ سال است تنها خانه، این روستا را داریم عمویم نیز با ما زندگی می کند .خانواده اش به دلیل نبود برق و گاز طاقت نیاوردند وبه فیروزان کوچ کردند و خودش به خاطر کشاورزی به اینجا رفت و آمد می کند. البته به جز عمو حدود ده پانزده نفرهم اینجا زمین دارند و کشاورزی می کنندوفقط به خاطر نبود امکانات اولیه روستای آبا و اجدادی خود را رها کردند و آثار خانه هایشان همچون ویرانه ای برجاست.

* اگر برق و گاز به روستا بیاید حاضرند برگردند؟

– صد درصد. اگر این اتفاق بیفتد آمار ساکنین به ده خانوار و حتی بیشتر هم میرسد و به دنبال زمینهای کشاورزیشان که هنوز آنها را نفروخته اند به اینجا بر می گردند و رونق می گیرد.

* تا کنون اقدامی برای داشتن برق و گاز انجام داده اید؟

– تا روستای خم خسرو که نزدیکترین روستا به اینجاست تنها ۱۸۰۰ متر فاصله داریم اما هر بار که مراجعه می کنیم می گویند امکان برق رسانی برای روستای زیر ۵ خانوار نیست اداره برق نهاوند مارا به همدان ارجاع می دهد که در صورت توافق همدان امکان برق کشی به روستایمان را امکان پذیر می کند وهمدان هم به دلیلی که گفتیم موافق نیست.فاصله روستنایمان تا نهاوند ۳۸ کیلومتر و تا فیروزان کمتر از ۱۰ کیلومتر است. اینجا حتی برای خالی کردن صندوق صدقه مان هم نمی آیند خودمان هر چند وقت یکبار به شهر میبریم و در صندوقهای آنجا خالی اش می کنیم.

* درآمدتان از کجاست؟

– عمده درآمدمان از کشاورزی و زراعت و البته دامداری است .حدود ۶۲ هکتار زمین دیم و آبی قابل کشت داریم که میزان تولیداتمان برای یک خانواده ۶ نفره بی نظیر است اما دریغ که این میزان تولید با این شرایط بی امکاناتی به چشم مسئولین نمی آید تا ما وبقیه را به روستا پایبند کنند.

* مادر شما روزها مشغول چه کارهایی هستید؟حوصله تان سر نمی رود؟

– بعد ازاینکه نماز صبح را می خوانم، به آغل گوسفندان می روم و شیرشان را می دوشم و بعد صبحانه بچه ها را می دهم آنها که می روند مشغول کارهای خانه می شوم و مشک میزنم و در فصل درو یا وجین با بچه ها کار می کنم و گاهی تا تاریکی شب کنار دست آنها در زمین کشاورزی می مانم، شبها که حوصله ام سر می رود وتلوزیون نداریم من رادیو گوش می کنم .

* پدرخانواده کجاست؟

– پدرمشغول چوپانی است بیشتر روز را در خانه نیست و در تپه های اطراف خانه دامها را به چرا می برد.

* لبنیاتتان را چه می کنید؟

– ما درآمدی از تولید شیر گوسفندانمان نداریم به قدر نیاز و مصرف خودمان از آنها برداشت می کنیم و بیشتر برای تولید و فروش گوشت دامداری می کنیم.

* در زمینهایتان چه محصولی می کارید؟

– بیشتر گندم و جو و گشنیز و نخود.البته محصولات جالیزی هم داریم و همینطور درخت میوه.

* قبل از شما افراد دیگری هم اینجا بوده اند؟

– در این روستا حدود چهل خانواده سکونت داشته ولی نبود امکانات آنها را فراری داده، البته کسانی که از اینجا رفته اند اغلب افراد موفقی هستند ومثلااز رئیس ستاد مبارزه با مواد مخدرداریم تا اشتغال در وزارت اطلاعات وحتی استاد دانشگاههای کشور هستند.

* قدمت روستایتان را می دانید؟

– این روستا خیلی قدمت دارد این را از درخت توتی که در این نزدیکی است و حدود ۴۰۰ سال عمر دارد می توان فهمید . امسال زیر بارش سنگین برف شاخه هایش را بستیم و تکیه گاهی برای ریشه هایش ساختیم تا از بین نرود ماخودمان را نگهبان این درخت می دانیم.

* با این بی امکاناتی و مشقت چه اصراری به ماندن در این روستا دارید آن هم ۲۱ سال تنها؟

– ۲۱ سال است به عشق آب و خاک این روستا تنها ساکن اینجاییم می خواهیم نام روستایمان بماند می خواهیم تولید کننده باشیم و تنها امید خانواده هایی باشیم که از اینجا رفته اند اما زمینهای کشاورزیشان را به امید بازگشت رها نکرده اند و آنها را آباد و زنده نگه داشته اند به امید روزی که برق به روستا بیاید وامکان زندگی راحت تر برای خانواده هایشان فراهم شود تا بازگردند، ما میخواهیم اینجا چراغش روشن بماند…

اگر اداره برق ضمانت کند که برق می آورد عمو ،پدروهریک از ما چهار برادر و همه کسانی که اینجا نیستند ولی در اینجا کشاورزی می کنند در این روستا خانه نو می سازیم و روستا را دوباره زنده می کنیم وتولیداتمان را افزایش می دهیم. نگرانی ما و بقیه این است که هزینه کنیم و سرمایه مان را به ساخت خانه اختصاص بدهیم اما برق و گازی نیاید و بلا استفاده رها ومخروبه شود و دچار خسارت بشویم و دیگر امیدی به بازگشت کسی نماند . من اطمینان می دهم اگر برق بیاید بلا فاصله ده خانه و اگر گاز هم باشد تا سقف ۱۷ خانه مسکونی اینجا ساخته بشود و همگی به روستا برگردند.

گزارش: سجاد سیف

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا نظر خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید