آسیب شناسی تئاتر کودک و نوجوان/ تئاتر کودک و نوجوان؛ طفلی فراموش شده

0
31
تئاتر کودک

تئاتر کودک و نوجوان با تمام اهمیت و جریان‌ساز بودنش در فضای فرهنگی جامعه، به سبب عدم بهره گرفتن از دانش روز میان تولیدکنندگانش از یک سو و از سوی دیگر غفلت نویسندگانش در توجه به خواست و نیاز مخاطبانِ هدف عصر و زمانه حال، تا حدی دچار آسیب شده است که حتی میان دلسوزانش به تئاتری منزوی، گوشه‌گیر و فراموش‌شده بدل شده است.

ایرنا نوشت: در اهمیت و جایگاه هنر تئاتر همین بس که نفوذ این هنر در هر جامعه‌ای به عنوان یکی از ملاک‌های رشد و ارتقای فرهنگی هر جامعه شمرده می شود.

نام شایسته تئاتر ایران در عرصه جهانی

کشور ایران با پیشینه و درازنای تاریخ و فرهنگ تمدن ساز و سترگ خود، در گستره تعریف و همراهی آیین‌ها و خرده روایت‌های نمایشی، بازه زمانی شش هزار سال تاریخ مکتوب را با خود یدک می کشد.

با این وجود در مواجهه با هنر تئاتر، کشورمان سابقه بسیار کوتاهی نسبت به بسیاری از کشورهای صاحب این هنر در جهان داشته است. اما به واسطه همان پیشینه و قدمت فرهنگی، امروزه کشور ایران به عنوان یکی از کشورهای صاحب تئاتر در جهان شناخته می شود و بسیاری از هنرمندان و آثار هنری آنها در عرصه هنرهای نمایشی توانسته است خارج از مرزهای کشورمان نیز نامِ فرهنگ، هنر و تئاتر ایران را به شکل شایسته‌ای به جهانیان معرفی کند.

همچنین نباید فراموش کرد که یکی از اصلی‌ترین اهداف هنرمندان در تولید آثار تئاتری، تاکید بر بُعد آموزشی، تعلیمی و تربیتی این هنر در کنار وجه سرگرم سازی آن است.

جایگاه و ساحت مفهوم آموزشی و تربیتی هنر تئاتر به گونه‌ای است که از اواخر دهه ۷۰ میلادی مفهومی به عنوان تئاتر پداگوژیک (تئاتر تعلیمی – تربیتی) به عنوان یکی از گونه‌های مهم تولیدات تئاتر در جهان شناخته شد.

جایگاه والای تئاتر کودک و نوجوان میان گونه‌های مختلف نمایشی

هنر تئاتر یکی از وسیعترین دایره‌های مخاطب را میان هنرها به خود اختصاص داده است. به گونه‌ای که امروزه حتی برای گروه سنی خردسالان نیز نمایش‌هایی با محوریت تئاتر خردسالان تولید می‌شود! خوشبختانه طی چند سال اخیر در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان کشورمان که هر ساله در همدان برگزار می‌شود شاهد حضور هنرمندان ایرانی و چهره‌های بین‌المللی در عرصه تولیدات تئاتر خردسال نیز هستیم.

در مواجهه با طیف گسترده سنی مخاطبان هنر نمایش، گونه تئاتر کودک و نوجوان یکی از قدیمی‌ترین، جریان سال و در عین حال خاص‌ترین گونه‌های تئاتری در جهان به شمار می رود.

کفه سنگین مصائب در قیاس با توفیقات تئاتر کودک

خوشبختانه عمر این گونه در کشورمان به بیش از ۵۰ سال می رسد. در حقیقت برای نخستین بار در اوایل دهه چهل خورشیدی بود که هنرمندان فعال در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با محوریت قراردادن تولید آثار تئاتری برای این گروه سنی، بنیانگذار مفهوم تئاتر کودک و نوجوان در کشورمان شدند.

گونه‌ای که طی فراز و فرود بیش از پنج دهه حیات خود با چالش ها و ناملایمات فراوانی و گاه در آن روی سکه هرچند شاید کمتر از چالش ها و مصائب این هنر، با رخدادهای امیدآفرین نیز همراه بوده است.

شاید مهمترین وجه اتفاق مثبت در عرصه تئاتر کودک و نوجوان کشورمان، ثبت شدن جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان ایران به عنوان تنها جشنواره تئاتر در بُعد بین‌المللی باشد.

در تقویم ملی کشورمان روز ۱۶مهرماه به عنوان روز ملی کودک نامگذاری شده است. به بهانه این رویداد بر آن شدیم تا با محوریت قراردادن مفهوم تئاتر کودک و نوجوان و پیشینه ۵۵ ساله آن در کشورمان، نگاهی به جریان تولیدات، جایگاه این گونه تئاتری میان نمایش های تولید شده در کشورمان، کیفیت آثار، تاثیرگذاری آنها، جایگاه این هنر در بدنه آکادمیک و دانشکده‌های تئاتری و همچنین ساختار نمایشنامه‌های آن در گفت وگو با کارشناسان و خبرگان این عرصه داشته و به نقد و آسیب شناسی بپردازیم. در ادامه بخش نخست این گزارش از خاطر شما می گذرد.

تئاتر کودک؛ قوی‌ترین معلم اخلاق

مارک تواین نویسنده نامدار جهانی، منتقد ادبی و شهیر حوزه کودک و نوجوان جمله جالبی دارد که می گوید: «تئاتر کودکان از بزرگ‌ترین ابداعات قرن بیستم بوده است. این تئاتر قوی‌ترین معلم اخلاق و بهترین انگیزه به سوی بهزیستی است که نبوغ آدمی آنرا آفریده است».

با خوانش این جمله نکاتی مانند اهمیتِ مفهوم تعلیم و تربیت به عنوان یکی از وجوه تئاتر کودک و نوجوان، همچنین ساختن انگیزه و مسیر توسعه و پیشرفت کودکان و نوجوانان به عنوان آینده سازان کشور و از سوی دیگر تضمین بهزیستی و سلامت فرهنگی و اجتماعی جامعه به عنوان سه رُکن رَکین دیدگاه مارک تواین شناخته می شود.

مفاهیمی که هر یک به عنوان یکی از مهم ترین استوانه‌های توسعه فرهنگی در هر جامعه ای می تواند تضمینی برای سعادت و تعالی فرهنگی آن جامعه از یک سو و از سوی دیگر پویایی و نقش جریان سازی افراد آن جامعه در تمامی حوزه های ملی و بین‌المللی باشد.

چراکه انجام هر کار و تهیه هر خوراکی در قالب تولیدات فرهنگی از جمله تئاتر برای گروه سنی کودک و نوجوان و هدف قراردادن این گروه در حوزه تولیدات فرهنگی می‌تواند تضمین کننده نسلی پیشرو، پویا و جریان ساز برای آینده هر کشوری به شمار آید.

عدم وجود پاسخ به پرسشی بدیهی

یکی از مهمترین پرسش‌هایی که در مسیر جریان تئاتر کودک همواره در کشور ما بدون پاسخ باقی مانده است آن است که آیا تئاتر کودک با تئاتر بزرگسال از بُعد ماهیت و مفهوم دارای تفاوت است؟

پرسشی که شاید پاسخ آن بسیار بدیهی باشد! اما در مواجهه با بسیاری از آثار تئاتر کودک و نوجوان در کشورمان می‌توان عدم تحقق پاسخ بدیهی به این پرسش را به وضوح دریافت! جایی که می‌توان به عنوان مخاطب در مواجهه با آثار تئاتر کودک و نوجوان تنها مضمون و محتوایی که از آن اثر دریافت و کشف نمی شود را توجه به مخاطب کودک و نوجوان دانست! گویی مخاطب بزرگسال با ذهن خود و با محور قراردادن داستانی کودکانه تلاش دارد تا وارد جهان پُر رمز و راز و لبریز از تخیل و فانتزی کودکان شود.

یا از سوی دیگر بدون تطابق هم عصری، نویسنده بزرگسال دوران کودکی، اتفاقات، شرایط و داشته‌های آن زمان را برای کودکان نسل امروز خود که با شرایطی متفاوت و جهانی دیگرگون همراه هستند به تعریف می نشیند. در همین راستاست که اثر هنری او کوچکترین محتوا، معنا و در یک کلام همذات‌پنداری با جهان فکری کودک امروز نداشته و نخواهد داشت!

توجه به خلق جهانی همسو با دنیای پر رمز و راز کودکان

در این ارتباط منصور خلج نویسنده، منتقد ادبی و پژوهشگر نمایش کودک و نوجوان در گفت وگو با ایرنا تاکیدکرد: در نگاه کلی تردیدی وجود ندارد که میان تئاتر بزرگسال و تئاتر کودک از حیث خلق درام که آمیخته با گره افکنی، خلق شخصیت‌های قهرمان و ضدقهرمان، تعلیق، گره گشایی و تمامی مواردی که ساحت تولید درام را شکل می دهند تفاوتی وجود ندارد.

وی افزود: تفاوت عمده نوشتن نمایشنامه کودک و بزرگسال در این اصل ساده نهفته است که باید تمامی مفاهیم و مضامین کلان خلق درام با زبانی برای کودک و نوجوان روایت شود که بتواند بیشترین هم‌پوشانی را با جهان ذهنی، عینی و ملموس کودکان در ارتباط گیری با داستان نمایش با خود به همراه داشته باشد.

در کنار این اصل ساده و بدیهی نباید فراموش کرد که مهمترین کار ویژگی نمایش کودک و نوجوان تاکید بر وجه سرگرم سازی و همسویی با جهان پر رمز و راز و دامنه گسترده تخیل کودکان و نوجوانان است. نمایشنامه نویس کودک و نوجوان در عین توجه به این مهم نباید مفهوم و نکات آموزشی، تعلیمی و تربیتی را از خاطر ببرد، چرا که کودکان امروز برای سرگرمی، اسباب و ابزار متعددی دارند.

به گفته خلج، اما وقتی پای هنر تئاتر برای این گروه سنی به میان می‌آید مهمترین مولفه آن باید انتقال آموزه ها و مفاهیمی باشد که در کارکرد و ساحت اجتماعی آموزش آنها بتواند کاستی‌ها و نقصان‌های آموزش خانواده و اولیای کودکان را پوشش دهد.

به فعالیت درآوردن خِرد کودک است

همچنین در این ارتباط بهروز غریب‌پور نویسنده و کارگردان شناخته شده تئاتر کشورمان در مقاله‌ای درباره جایگاه تئاتر کودک در ایران و تطبیق آن با مفهوم تئاتر کودک و نوجوان در جهان، تعریف موجود این گونه تئاتری را در ایران بسیار دورتر و غیرعلمی تر از تعریف جهانی آن دانسته و همین ضعف تعریف را سرمنشا تمام کجروی های این ژانر و توفیق نداشتن آن در تئاتر ایران می داند.

وی در این مقاله تعریف دقیق نمایشنامه کودک را، آن گونه که در دنیا شناخته می شود این طور بیان می کند: «ویژگی درام برای کودکان و نوجوانان، ارتباط با عقل تماشاگر و به فعالیت درآوردن خِرد کودک است. جوهر فکری درام کودک را در یک کلام می توان حل مشکلات قهرمان به یاری عقل کودک دانست. مهم ترین ویژگی تئاتر کودک و نوجوان و نمایشنامه های این ژانر تعلیم دادن نیست، بلکه کشف کردن است.

این تعریف درست در نقطه مقابل تعبیر تئاتر کودک در ایران است، چرا که در ایران درام کودک را درام پند و اندرزی، آموزشی و تعلیمی بیان می دارند. این نکته ای است که کودک به جای حس همراهی و همذات پنداری با اثر، در برابر آن گارد می گیرد و به جای رعایت آموخته های اثر نمایشی به این دلیل که برای تخیلات و احساسات او ارزشی قایل نشده است، به این نکته اهتمام می ورزد که هیچ یک از آن نکات را رعایت نکند.

اختصاص تنها یک سالن به تئاتر کودک

واضح است که وقتی این دو رویکرد را در مواجهه با بسیاری از آثار تئاتر کودک و نوجوان در کشورمان قرار می دهیم به وضوح در می‌یابیم که حتی ساده ترین مفاهیم و مسائل مطرح شده از زاویه دید فعالان این امر در حوزه تئاتر کودک و نوجوان ما جایگاهی ندارد!

چرا که به عنوان مثال تنها یک سالن (تالار هنر) در میان بیش از ۱۲۰ سال نمایشی تنها در پایتخت به تولیدات تئاتر کودک و نوجوان اختصاص پیدا کرده است. از سوی دیگر سالن های نمایشی در فرهنگسراها که بسیاری از آنها میزبان آثار تئاتر کودک و نوجوان هستند، آثاری را به این گروه سنی ارائه می دهند که تنها و تنها و تنها وجه سرگرم سازی و موسیقی آن پررنگ است و نگرش تعلیمی و تربیتی محلی از اعراب در این دسته از آثار را ندارد.

دریغ از یک نمایشنامه‌نویس

اگر این جمله را بپذیریم که سنگ بنای تولید هر اثر نمایشی به نمایشنامه آن باز می‌گردد، پر واضح است که در مرور سیر تحول و تطور تئاتر کودک و نوجوان در کشورمان به ویژه طی دو دهه اخیر بیشترین آسیب را می‌توان متوجه مقوله نمایشنامه و نمایشنامه نویسان این حوزه دانست.

در طی دهه‌های ۴۰، ۵۰ و ۶۰ خورشیدی می توان نمایشنامه‌نویسان متعددی را پیدا کرد که در تمام طول سال‌های فعالیت‌شان قلم نگارش خود را بر حوزه تئاتر کودک و نوجوان استوار کرده اند.

از استاد اسماعیل خلج، استاد داود کیانیان و زنده‌یاد استاد حسن حامد گرفته تا نمایشنامه نویسانی چون محمود فرهنگ،‌ منوچهر اکبرلو، حسن دولت‌آبادی و سیدحسین فدایی حسین اما در طی دو دهه اخیر حتی یک نمایشنامه‌نویس را نیز نمی توان پیدا کرد که تمام حوزه فعالیت نگارشی خود در حوزه نمایشنامه را به گروه سنی کودکان و نوجوان اختصاص داده باشد!

توجه به ابعاد روان شناسی و شخصیت‌شناسی جهانِ کودک و نوجوان در خلق درام

در این زمینه محمود فرهنگ نویسنده و کارگردان نام آشنای تئاتر کشورمان در گفت وگو با خبرنگار ایرنا افزود: برای نمایشنامه‌نویس مهمترین هدف، به اجرا درآمدن اثر اوست اما در حوزه تئاتر کودک و نوجوان کمترین بها به زمینه اجرای نمایش‌های کودک داده شده است. به همین سبب است که اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم هیچ نمایشنامه‌نویسی را طی دو دهه اخیر نمی توان پیدا کرد که تمام تمرکز خود و تولیدات نمایشنامه‌هایش را در حوزه تئاتر کودکان و نوجوانان استوار کرده باشد.

وی گفت: همچنین نمایشنامه‌های موفق و جریان‌ساز در حوزه تئاتر کودک و نوجوان نیازمند شناخت دقیق، عمیق و ملموس دنیای کودکان چه از بُعد روان شناسی، چه از دیدگاه شخصیت شناسی و چه از زاویه جهان شناسی این گروه سنی است. در حقیقت نمایشنامه‌ای که برای این گروه نوشته می‌شود باید چنان دارای تأثیرگذاری و جریان‌سازی میان مخاطبان هدفش باشد که کودکان و نوجوانان بعد از دیدن آن آثار، آموخته ها و مواردی که از طریق آن نمایش دریافته‌اند را در قالب کُنش‌هاش زندگی شخصی و اجتماعی‌شان به کار برند. چنین مواردی در میان تولیدات آثار نمایشنامه دو دهه اخیر بسیار نادر و شاید تعداد آنها به انگشتان دو دست نیز نرسد.

اصلی فراموش شده به نام غیرمستقیم نویسی

کارگردان نمایش فیل کوچولو، معضل آشنای غیر مستقیم نویسی را یکی از مهمترین مواردی که کمتر در حوزه نمایشنامه‌نویسی کودک و نوجوان توسط نمایشنامه‌نویسان در دو دهه اخیر مورد توجه قرار گرفته می داند و اشاره می‌کند: این خود به یکی از اصلی‌ترین آسیب‌های نمایشنامه‌های کودک و نوجوان ۲۰ سال اخیر بدل شده است. در حقیقت ویژگی خاص نمایشنامه کودک که تولید آنرا بر خلاف تصور عموم کاری بسیار سخت می‌کند، غیرمستقیم گویی برای کودکان و نوجوانان است.

چرا که کودکان و نوجوانان به اندازه کافی در زمینه آموزش به شکل مستقیم از والدین خود امر و نهی می شنوند. به همین سبب در مواجهه با ابزار سرگرمی ساز و مفرح مانند تئاتر به وجه سرگرم کنندگی و آموزه‌های غیرمستقیم آن باید توجه کرد تا بتوان از یک تئاتر کودک و نوجوان انتظار برآوردن مهمترین رسالتش، یعنی تبیین مفاهیم تعلیم و تربیتی را داشت. نکاتی که در ساحت اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی و هنری می تواند تضمین کننده تکوین شخصیت کودکان و نوجوانان باشد.

تئاتر کودک؛ فراموش شده است!

در همین راستا استاد اسماعیل خلج در گفت وگو با ایرنا افزود: تئاتر کودک و نوجوان به سبب عدم دانش روز میان تولیدکنندگانش از نمایشنامه‌نویس گرفته تا کارگردان و بازیگر از یک سو و از سوی دیگر غفلت نویسنده بزرگسالش در روزآمدی مفاهیم تعریفی در خط داستانی‌اش مورد ضربه واقع شده است.

وی یادآور می‌شود: همین مسئله این جمله آشنا را میان دست‌اندرکاران هنر تئاتر و دلسوزان تئاتر کودک و نوجوان عمومی ساخته که این گونه تئاتری دچار انزوا و گوشه‌گیری شده است. اگر بخواهیم با روی تلخ حقیقت رو به رو شویم باید بگوییم تئاتر کودک و نوجوان در طی یکی دو، دهه اخیر در کشورمان به تئاتری فراموش شده بدل شده است.

به گفته نویسنده نمایشنامه گلدونه خانوم؛ تولید تئاتر کودک و نوجوان با کیفیت نه تنها می‌تواند دنیا و فضای جدیدی را برای کودکان خلق کند که می تواند پاسخگوی بسیار دقیق برای هیجانات، تخیلات و آزمون و خطاهای بی نهایت کودکان باشد. در این زمینه شاید ادبیات کودکان و نوجوانان ما بسیار پیشروتر باشد، اما کمتر نمایشنامه‌نویسان ما به تحقیق، پژوهش، مطالعه و روزآمدکردن دانش خود از یک سو و از سوی دیگر تطبیق پذیری و اقتباس از ادبیات کودک و نوجوان برای تولید آثار نمایشی تمایلی نشان می دهند. ثمره این آسیب‌ها؛ تکرار، تکرار و تکرار موفقیت‌های گذشته است.

امین خرمی

شناسه خبر : 34340

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا نظر خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید